حال و هوای این روزای ما

سلام

خدا رو شکر روزای خوبی رو میگذرونیم ستایش کلاس دومش رو بسیار عالی گذروند اصلا مشکلی نداشتیم و سال تحصیلی خوبی داشتیم کارنامه اخر سال رو هم اخر اردیبهشت گرفتیم و جایزه کارنامه هم دوچرخه بود که چند روز قبل از کارنامه ب اصرار خودش گرفت خیلی دوچرخه اش رو دوست داره وهر روز باهاش بازی میکنه خدا رو شکر حیاط خونه جدید خیلی بزرگه و بعد از ظهر ها ساعت شش تا هشت اگه خونه باشیم میره دوچرخه سواری

از خرداد کلاسهای تابستونی رو شروع کردم یه دوره نقاشی رفت که به خواست خودش تو ماه رمضان گفت نمیرم

محاسبه ذهنی که همون کاربا چرتکه است ثبت نام کردیم از خرداد شروع کرده سرعتش با چرتکه بدک نیست ولی از ثبت نامش پشیمون شدم چون خیلی تکلیف توی خونه داره و یه کمی خسته اش کرده

کلاس خط هم دو روز در هفته میره که خیلی دوس داره و راضیه

بعد از ماه رمضان هم کلاس زبان شروع میشه که چون از طرف مدرسه است توی سال تحصیلی هم ادامه داره

این روزا خیلی خاله بازی میکنه و گاهی ساعتها خاله بازی میکنه و دور تا دوره اتاق رو اسباب بازی میچینه

خرداد ماه رفتیم شیراز جای همه دوستان خالی بسیار عالی بود و خوش گذشت ستایش تو این سفر نشون دادکه خیلی بزرگ شده و اصلا اذیت نکرد از صبح تا شب پا به پای ما راه می اومد و هیچ گله ای نمیکرد کلی هم از دید و بازدید توی شیراز راضی بود

یه هفته است ماشین جدید گرفتیم و وروجک خونه کلی از این وضعیت راضیه و ذوق میکنه

اینا رو نوشتم که برای دخترک گردالی من یادگار بمونه

/ 5 نظر / 42 بازدید
مانا و مانیا

سلام روزت مبارک ستایش جیگل.[قلب][قلب] ایامت پربار و دلخوشیهات دنباله دار . [قلب][گل][گل][قلب]

تاپ

برایه خرید تاپ و كلاه و تي شرت هایه خوشگل پسرانه و دخترانه از فروشگاه ما دیدن نمایید: http://ninitavalod.mihanblog.com

فاطمه

سلام مامان ستایش من از اول وبلاگتونو میخوندم و باهاش گریه کردم، خندیدم، ذوق کردم، به زندگی امیدوار شدم و... خلاصه همه جوره زندگی کردم یه مدت از فضای وب دور بودم. یه مدتی بود خیلی تو فکرم بودین اومدم و سر زدم. چقدر ستایش بزرگ و تپلی شده... دوست داشتم بازهم مینوشتین از دغدغه هاتون از اتفاقاتتون از خواسته های دخترکتون درک متقابل شما و همسرتون و خلاصه هزار تا چیز دیگه از زندگیتون که خوندن این وبلاگو جذاب میکرد... چیزی که باعث شد یادتون بیفتم، خاطره تو شکم بودن ستایش بود.وقتی پا میکوبید و شما و پدرش مشتاقانه باهاش حرف میزدین... ادامه بدین، شده فصلی یکبار، سالی یه بار، بنویسین... یادگار میشه

الناز شادور

همیشه خوش باشید ندا خانوم