سرماخوردگی و کلاس بلزززز

سلام به همه دوستان

این هفته که بیشترش به مریضی گذشت اولش که خودم سرما خوردم و گلاب به روتون ابریزش بینی و سوزش شدیدچشم داشتم که دکتر گفت به خاطر الودگی هوا هست بعد هم ستایش که بچه ام  طفلی خیلی حالش بد بود چند روز که بدجور تب داشت یه هفته ای دارو مصرف کرد ولی بهتر نشد دوباره بردمش دکتر که برای بار دوم یه کم بهتر شده البته هنوز گهگاهی سرفه داره که امیدوارم به مرور خوب بشه

یه روز قبل از شب یلدا کل سیستم صوتی تصویری خونه رو تعویض کردیم و ستایش که کلی ذوق زده شده بود  و تقریبا به هر کسی که رسید اطلاع داد ما تلویزیون جدید خریدیم

چهارشنبه هم نمخواست بره مدرسه میگفت الا و بلا من میخوام خونه بمونم با تلویزیون قشنگمون فیلم ببینم منم مجبور شدم کنتور برق رو بزنم و بهش بگم برقا رفته تا بیخیال تی وی بشه و بره مدرسه ظهر هم که از مدرسه اومد ناهار خوردیم باز کنتور رو زدم و گفتم برق نداریم تا یه ساعتی بخوابه برای شب یلدا سرحال باشه خلاصه تا این تی وی براش عادی بشه جریانی داشتیم

شب یلدا هم مهمون داشتم جای همه دوستان خالی خیلی خوش گذشت

پنجشنبه هم یکی از دوستای دوران دبیرستان رو با همسرش دعوت کردم  کلی خاطره زنده کردیم و گفتیم و خندیدیم خدا رو شکر شوهرهای محترممون هم  از هم خوششون اومد و ارتباط خوبی برقرار کردن

سه شنبه گذشته بردمش خ بهار براش کتونی بخرم هر چی پسندیم و پاش کردم یه ایرادی گرفت و گفت اینو دوست ندارم اونو دوست ندارم خلاصه مصیبتی شده بود فروشنده ها هی میگفتن از چیش خوشت نیومده کجاش اذیتت میکنه ولی حریفش نشدن اخر هم خودش یه کتونی نقره ای خوشگل پسندید و پوشید و با همون کتونی برگشتیم خونه  اونقدر وروجک شده که همه چی باید به سلیقه خودش باشه و خودش انتخاب کنه

از هفته پیش  هم به پیشنهاد یه دوست عزیز بردمش کلاس بلز از دور بچه ها رو دید و استادشون رو که یه اقای خیلی شاد و سرحالی دید که با بچه ها سرو کله میزنه خوشش اومد اولین جلسه رو بردم یه کمی براش سخته اینکه دستاش رو هماهنگ کنه و دو دستی بزنه ولی امیدوارم کم کم عادت کنه و خوب یاد بگیره

یه مدتی خیلی نق نق میکرد و غر غرو شده بود منم  حسابی عصبی شده بودم اصلا حرف گوش نمیکرد به پیشنهاد مادر شوهر محترمه به جای  جیغ جیغ کردن سرش و دادو هوار یه بار یه ک ت ک   زدم تقریبا درست شده و  حرف گوش میکنه  امیدوارم که ک ت ک م یادش نره و همچنان خوب باقی بمونه

/ 10 نظر / 19 بازدید
مامان ساینا

انشا... که هر چه زودتر خوب خوب بشین.فکر کنم غرغرهاشم به خاطر مریضی و ... باشه با کمی حوصله و باهاش منطقی صحبت کردن حتما خوب میشه.اصلا با ک ت ک موافق نیستم ستایش جونم هم خیلی دختر خوبیه کتونیهاتم مبارک و همینطور تی وی جدیدتون[ماچ]

مهسا مامان پویان

اخی طفلکی ستایش اخه مامانی مریض شده بوده و حوصله نداشته چرا ک ت ک ؟‌ دخمله خوشگل و با سلیقه ما رو هم ببوس [ماچ]

لیلی مامان یونا

نگو که ما هم همش گرفتار دکتریم [نگران] فکر کنم اقتضای سنشونه یونا هم موقع خرید من رو دیوانه میکنه و همش دوست داره خودش انتخاب کنه ببوسش برام [ماچ]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم امیدوارم کلاسشو با علاقه بره. [قلب]

نفیس

موسیقی خیلی برای روح خوبه امیدوارم توش پیشرفت کنه وای ندا جون چرا کتک با منطق باهاش صحبت کن شاید خودت حوصله نداشتی دوستم[گل]

نیایش

وای پس عسل ما می خوان موزیسین بشن با کتونی های نقره ای و پای تی وی ![قلب]

محمودرضا

سلام.حالتون خوبه ؟ امیدوارم در کنار کانون گرم خانواده شاد و سرزنده باشین.پس از مدتها گفتیم یادی از شما بکنیم ...

گروه بالی گل

خاطره ای فراموش نشدنی برای کودکان خود را با گروه بالی گل تجربه کنید تجربه ای به ارزش یک دنیا.... ما را به دوستان خود معرفی کنید تا آنها هم از خدمات ما بهرمند شوند گروه بالی گل http://badkonak.rzb.ir و تبادل دانسته های خود در انجمن سایت

سپيده عمه آريانا

سلام ندا جون خوبيد بلا دور باشه ازتون . الان بهتريد انشااله . انشااله هميشه سلامت باشيد . كتوني خوشگل دخملي مبارك باشه . قربون موزيسين كوچولو بشم من . انشاال كه خيلي زود مهارت كاملي تو يادگيري سازش پيدا كنه . بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس براي ستايش نازم[ماچ][بغل][قلب][گل]