| جشن تولد |
| ساعت ۱:٥٦ ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧ |
|
سلام به همه دوستان عزیز قسمت سوم تولد خانمی باشه برای بعد حالا این رو داشته باشید چون تولد خانمی دقیقا روز اول ماه مبارک رمضان بود چند روز جلوتر براش تولد گرفتیم پنجشنبه خانواده خودم وکمی از اقوام و جمعه خانواده بابا سامان و خاله ها و دختر خاله بابایی رو دعوت کردیم دستشون درد نکنه همه زحمت کشیدن پنجشنبه خانمی خیلی اذیت کرد ساعت ۸ شب خوابید تا ۹ ولی خیلی بد اخلاق بود تازه از ساعت دوازده شب به بعد خوش اخلاق شد و نای نای و ..... . ولی جمعه خیلی خوب بود ساعت چهار تا شش ونیم خوابید و حسابی شارژ بود خیلی هم خوشش اومد فکر میکرد که دیگه هر شب همین طوریه و مهمونی و تولد بازی ،خلاصه که کلی کیف کرد. خیلی عکس انداخیم ولی نمیشد بذاریم چون ........ ولی چند تا رو انتخاب کردم و میذارم
ستایش خانمی در کنار دختر خاله آرزو و محمد امین(پسر خاله ) ،پرهام (پسر دایی )، الناز خانم
در حال فوت کردن شمع ( اون نی نی ماهان جون جگر عمه است )
جمعه شب جشن تولد دوم
در حال فوت کردن شمع
جمعه و عکس دست جمعی با خانواده بابا سامان
ستایش خانم که با کادوهاش کیف میکرد این دو شب واقعا خسته شدم با اینکه بابا سامان هم مثل همیشه کمکم کرد ولی دیگه داشتم غش میکردم فکر کنم از حالا باید برای تولد سال دیگه انرژی ذخیره کنم یا اینکه یک تصمیم دیگه بگیرم مثلا فقط یک شب تولد بگیرم ستایش خانم کلی کادو گرفت فقط میخواست که کادو ها رو باز کنه ما هم به خاطر اینکه بیشتر از این دلواپس کادو نباشه زودی بازشون کردیم. و اما کادوها:انگشتر (مامانم ) ، بلوز و شورت (خواهرم) ،کالسکه عروسک و ....(خواهرم) ، پول(برادرم ) و باز هم پول از طرف........ کادوهای جمعه: سکه (مامان بابا سامان)، ساعت و چراغ خواب (عمو علی) ،گیتار موزیکال(عمه فاطمه)، خرس بزرگ (خاله بابایی)، دامن و گل سر و کوسن( خاله بابایی) ، توپ و بلز (دختر خاله بابا سامان) ببخشید اگه خیلی خلاصه نوشتم. و اما چهارشنبه تولد اندیای شیطون بلا بودیم در پارک بهشت مادران خیلی خوش گذشت دست مژگان جون درد نکنه خیلی زحمت کشیدن و واقعا خسته شدن اونقدر که مسافت درب ورودی تا قرارگاه رو طی کردن بابت تمام زحماتتون ممنون جای خیلی جالبی بود تا حالا نرفته بودم و برام جالب بود اولین پارکی بود که خانمها بدون حجاب بودن و راحت من که حال کردم و اما عکسهای تولد اندیا جون
آندیا و فاطمه زهرا کوچولو در حال انتخاب موزیک ستایش خوابالو من هم در حال کسب انرژی
از چپ به راست :امیر مهدی ،ستایش مامان، کیارش جون،ارتا ،اندیا ،پرنیان ،فاطمه زهرا
ستایش ،آندیا،نیروانا خانم خوشگل در حال خودرن پفک
ستایش و آندیا (اخم رو دارید که)
اصلا برای باز کردن کادوها عجله نکرد عکس رو دارید که
موش موشک من که نزدیک بود ار هول حلیم بیفته تو دیگ
بازی بچه ها توی محوطه پارک
به به چه ساندویچ خوشمزه ای
دختر لا لا داشت
ستایش و ایلیای گل افتخار دیدن دوستان زیادی رو داشتم از دیدن همه دوستان خوشحال و مسرور شدم دوستان گلی از جمله :آرتا جون و مامان گلش و مامان مهین ، فاطمه زهرا و مامان طالاله،پرنیان جون و مامانش،نازنین فاطمه و مامانی،ایلیا و مامان ُسمیه، ایلیا ستاره طلایی و مامانش، مهدیار جون و مامان گلش ، کیارش شیطون بلا که از همه بیشتر بهش خوش گذشت اونقدردختر بازی کرد و رقصید دست مامانش درد نکنه یک پست مفصل در مورد کیارش میذارم با کلی عکس (فقط قصد مزاح داشتم نه چیز دیگه)، شمیم خانم و مامان شیرین ، باران جون و مامان نسترن ، نیروانا خانم و مامانی ، پویان جون و مامان خانمش ( که خیلی خوشحال شدیم از دیدنشون) ، پریسا جون و مامانی،امیر مهدی و مامانش، نارگلی ، دیبا و پرند خانم خوشگل و بقیه دوستان که فراموش کردم جزییات تولد رو بعدا میگم تا بعد خداحافظ
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : ستایش خانمی ، امید زندگی مامان ندا و بابا سامان ، متولد 12شهریور1385 اینجا محلی است برای ثبت خاطرات دخترمون ستایش پروفایل مدیر : ندا شریفی |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| لینکستان |


















